گل شمعدونی

فکر میکنم وقتی حرف هایی که دوست داشتم بهت بگم تموم بشن نوشتن من هم تموم میشه ، شاید این نیاز اونقدر قوییه که نوک انگشتام و به حرکت در می آره

گاهی خیال کردی با فشار به من میتونی همه مغزم و کنترل کنی ، یا مثل فایل های دفتر  از اون هایی که خوشت نمیآد و توی دورترین قسمت بایگانی کنی  و اون هایی که باب میلتن و بزاری دم دست .

دیگه من هم! داشتم به خودسانسوری می افتادم ، این یعنی فاجعه .الان که یه خونه تکونی حسابی کردیم  ، با این که یه کم خرت و پرت هنوز گوشه کنار ریخته اما احساس تازه ای دارم ( فقط یه گل شمعدونی کم داریم ...)

/ 0 نظر / 6 بازدید